ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

136

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) عبد اللّه بن عتبة ، از ابن عباس نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) ده روز از رمضان سال فتح گذشته از مدينه بيرون آمد و روزه داشت ، و چون به كديد رسيد افطار فرمود و معتقد بودند كه اين رفتار رسول خدا ( ص ) حجت و برهان افطار است . يعقوب بن ابراهيم زهرى از پدرش ، از صالح بن كيسان ، از ابن شهاب نقل مىكند كه عبيد اللّه بن عبد اللّه از قول ابن عبّاس برايش گفته است كه * پيامبر ( ص ) در سال فتح ، در ماه رمضان از مدينه بيرون آمد و روزه مىداشت تا به كديد رسيد و چون مردم نيز رسيدند و گرد آمدند كاسهء آبى برگرفت و از آن نوشيد و فرمود : اى مردم ، هر كس منتظر اجازهء افطار بود رسول خدا روزه افطار كرد ، و هر كس هم تاكنون روزه گرفته رسول خدا هم روزه گرفته است . و در چنين موارد حكم جديد را ملاك عمل مىدانستند و همان را استوار دانسته ناسخ احكام پيشين مىشمردند . هاشم بن قاسم از ليث بن سعد ، از ابن شهاب ، از عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عتبة ابن مسعود ، از ابن عباس نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) در سال فتح ، در ماه رمضان از مدينه بيرون آمد و روزه مىداشت تا به كديد رسيد و آنجا افطار فرمود . و اصحاب پيامبر ( ص ) از احكام تازه‌تر رسول خدا ( ص ) پيروى مىكردند . ابو عاصم ضحّاك بن مخلد نبيل از سعيد بن عبد العزيز تنوخى ، از عطيّة بن قيس ، از قزعة ، از ابو سعيد خدرى نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) دو شب از رمضان گذشته دستورى حركت فرمود و به راه افتاديم و همگى روزه بوديم و چون به كديد رسيديم پيامبر ( ص ) امر به افطار فرمود و گروهى از ما روزه شكستند و گروهى همچنان بر روزه بودند و چون به مرّ الظّهران رسيديم فرمود با دشمن روباروى خواهيد شد و امر به افطار داد . ابو الوليد هشام طيالسى از شعبه ، و مسلم بن ابراهيم از هشام دستوائى ، و هر دو از قتاده ، از ابو نضرة ، از ابو سعيد خدرى نقل مىكردند كه مىگفته است * با پيامبر ( ص ) بيرون آمديم و مكه را در هفدهم يا هيجدهم رمضان گشوديم ، برخى بر روزه بوديم و برخى نبوديم و رسول خدا ( ص ) هيچ يك از دو گروه را نهى نفرمود . هاشم بن قاسم از شعبه ، از حكم ، از مقسم ، از ابن عبّاس نقل مىكند كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) در فتح مكّه نخست روزه داشت و چون به قديد رسيد قدحى شير از بهر او آوردند و افطار كرد و مردم را نيز امر به افطار فرمود . طلق بن غنّام نخعى از عبد الرحمن بن جريس جعفرى ، از حمّاد ، از ابراهيم نقل